27074 783 300x200 - روز نوجوان و دخترانی که شهادت آنان را برگزید
روز نوجوان و دخترانی که شهادت آنان را برگزید
به مناسب روزی که روز شهیدی نوجوان است به معرفی تعدادی از شهدای دختر نوجوان که کتاب‌هایی در مورد آن‌ها نوشته شده است می‌پردازیم.
به گزارش پایگاه تحلیلی خبری البرزبان؛به مناسب روزی که روز شهیدی نوجوان است به معرفی تعدادی از شهدای دختر نوجوان که کتاب‌هایی در مورد آن‌ها نوشته شده است می‌پردازیم.

–    ناهید فاتحی‌کرجو
ناهید فاتحی در سال ۱۳۹۱ به عنوان شهید شاخص سال معرفی شد. او متولد ۴ تیرماه ۱۳۴۴ در سنندج بود. خانواده ناهید از اهل‌تسنن بودند. اما همیشه در فعالیت‌های سیاسی حضور داشتند؛ خصوصاً ناهید. او قبل از انقلاب در تظاهرات ضدرژیم حضور داشت و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شروع درگیری‌های ضدانقلاب در مناطق کردستان نیز با نیروهای ارتش و بسیج و سپاه همکاری داشت.

یکی از روزهای دی‌ ماه ۱۳۶۰ بود که ناهید بیمار شد و لازم بود به دکتر برود. ناهید رفت و دیگر خبری از او نشد. شاهدان می‌گفتند «ناهید را دیده‌اند درحالی‌که چهار نفر او را دوره کرده بودند و به زور سوار مینی‌بوس می‌کردند». در التهاب و نگرانی خانواده نامه‌های تهدیدآمیزی هم می‌آمد که اگر باز هم با سپاه و پیشمرگان انقلاب همکاری کنید، بقیه بچه‌هایتان را هم می‌کشیم. در این میان خبری دیگر هم به گوش می‌رسید: در روستاهای کردستان، دختری را با دستان بسته و سری تراشیده به جرم این‌که «این جاسوس خمینی است» می‌چرخانند! از نشانه‌هایی که می‌دادند، فهمیدند این دختر، ناهید است.

یازده ماه از ربودن ناهید گذشته بود که پیکر بی‌جان و مجروح و کبود او را با سری شکسته و تراشیده در سنگلاخ‌های اطراف روستای هشمیز پیدا کردند. خفقان به قدری بود که خانواده او ناگزیر شدند به تهران بیایند و ناهید را در گلزار شهدای بهشت زهرا سلام‌الله‌علیها به خاک بسپارند.

•    عروس خاموش شهر‏، علی آقاغفار؛ انتشارات نگین سبز، ۱۳۹۴٫
•    مستوره آسمانی، محمد فائق‌فرجی؛ انتشارات نگین سبز، ۱۳۹۴٫
•    دختری از آسمان، زهره علی‌عسگری؛ موسسه فرهنگی هنری جنات فکه، ۱۳۹۱٫
•    فاتح هشمیز، فریبا انیسی؛ سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران، معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی، نشر شاهد‏‫،۱۳۸۷.‬‬‬

–    سیده طاهره هاشمی‌آنچبلی
سیده طاهره هاشمی‌آنچبلی در سال ۱۳۹۲ به عنوان شهید شاخص سال معرفی شد. او متولد خردادماه ۱۳۴۶ روستای شهربانومحله شهرستان آمل بود. طاهره، در مدرسه، حسینه و محله، پایه‌گذار کلاس‌های قرآن بود و فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی زیادی داشت. شاخصه مهم طاهره که همه از آن به عنوان وجه تمایز او در همه‌جا یاد می‌کنند چادری بود که حتی قبل از انقلاب نیز بر سرش بود و تا لحظه شهادت آن را رها نکرد.

طاهره در جریان حماسه ششم بهمن مردم انقلابی و ولایتمدار شهر هزار سنگر آمل در سال ۱۳۶۰، در حال امدادرسانی به مردم رزمنده، توسط گروهک‌های معاند انقلاب با اصابت دوگلوله به شهادت رسید.

•    عطر نارنج… بوی باروت، مریم مقبلی؛ فاتحان، ‏‫۱۳۹۳.‬‬‬
•    طاها، ستاره شمالی، مهدی خانی؛ مجتمع فرهنگی عاشورا، ‏‫۱۳۹۲.‬‬

–    عصمت پورانوری
عصمت پورانوری متولد ۳۰اردیبهشت ۱۳۴۱ در شهرستان دزفول است. او نه تنها پیش از پیروزی انقلاب فعال بود و فعالیت‌های مختلفی داشت که بعد از انقلاب هم با شدتی بیشتر فعالیت‌های خود را ادامه داد. موضع خصمانه او در مقابل نیروهای چپ و منافق و دیگر گروهک‌های ضدانقلابی که می‌خواستند در دبیرستان فعالیت کنند، کاملاً مشخص بود.

اوایل تشکیل نهضت‌سوادآموزی در دزفول بود و عصمت سال چهارم دبیرستان که در تمامی جلسات عقیدتی- سیاسی که از طرف نهضت تشکیل شده بود شرکت منظمی داشت و به عنوان دبیر نهضت مشغول به فعالیت شد تا به فرمان امام خمینی(ره) در مورد نهضت‌سوادآموزی لبیک گوید.

در مسیر تکامل عصمت، حتی ازدواج هم مانع یا حتی تأخیری ایجاد نکرد که به آن سرعت هم بخشید تا این‌که در ۱۹ آذرماه ۱۳۶۰ درحالی‌که فقط ۶۶ روز از زندگی مشترکش گذشته بود، زمانی که برای زیارت قبور شهدا می‌رفت در اثر ترکش راکت هواپیمای عراقی بر روی پل قدیم دزفول، به شهادت رسید.

•    عصمت، سیده رقیه آذرنگ؛ صریر‏‫، ۱۳۹۵.‬‬‬

–    میترا (زینب) کمایی
خرداد ماه سال ۱۳۴۶ در آبادان بود که میترا متولد شد. عمده فعالیت‌های میترا بعد از انقلاب شکل گرفت. او که همیشه از نامش ناراضی بود، با مشورت دوستانش نام زینب را برای خود انتخاب کرد.

آغاز جنگ تحمیلی برای خانواده میترا به منزله کوچ بود و میترا علی‌رغم میلش به همراه خانواده به اصفهان رفتند. در شاهین‌شهر، با وجود جو غیرمذهبی و فعالیت ضدانقلاب، زینب هم مبارزات خود را آغاز کرد. او با وجود سن کم، تمرین دینداری و تهجد می‌کرد، در مدرسه فعال بود و روزنامه دیواری درست می‌کرد و وصیت‌نامه شهدا را می‌خواند و محاسبه نفسش را در دفتر مراقبه روزانه‌اش علامت می‌زد؛ و نتیجه تمام این تلاش‌ها، بهتر از شهادت چه می‌تواند باشد؟!

آخرین روز سال ۱۳۶۰ بود که برای نماز مغرب به مسجد رفت و خبری از او نشد. ۲ روز بعد پیکر بی‌جان زینب را درحالی‌که به تشخیص پزشکی قانونی با چادرش خفه شده بود، یافتند. منافقان کوردل، حتی از فعالیت‌های دختر نوجوان ۱۴ساله هم نتوانسته بودند بگذرند.

•    میترا (زینب) کمایی، محبوبه معراجی‌پور؛ انتشارات آرمان براثا‏‫، ۱۳۹۳.‭‬‬‬‬‬‬
•    راز درخت کاج: خاطرات مادر شهید زینب کمایی، به اهتمام معصومه رامهرمزی؛ نشر شاهد‏‫‏‫، ۱۳۸۸.‬‬‬‬‬

–    حاجیه ساعد سردرودی
متولد عید قربان که باشی، نامت را حاجیه خواهند گذاشت؛ و این‌گونه بود که حاجیه در سال ۱۳۴۰متولد شد. حاجیه نامش را قدردان بود، آن‌قدر که سال پنجم دبستان مادرش را خواستند و معلم شکایت کرده بود: به او گفتم چرا حجاب می‌گیری و زنگ ورزش لباس پوشیده می پوشی؟ و او جواب داده که من حجابم را حفظ می‌کنم.

حاجیه، روز چهارشنبه‌سوری سال ۵۹ از طرف جهاد سازندگی تهران به نقده کردستان رفت. روز آخر اسفند ماه همان سال مورد اصابت گلوله گروهک کومله قرار گرفت و دو روز بعد در بیمارستانی در کردستان به شهادت رسید و پیکر او را دوم فرودین ماه سال ۶۰ به تهران منتقل کردند.

•    حاجیه ساعد سردرودی، مریم آدینه؛ انتشارات آرمان براثا‏‫، ۱۳۹۳.‭‬‬‬‬‬‬

–    مهناز بندعلی‌زاده
مهناز، متولد سال ۱۳۴۵ در تهران بود و سال ۱۳۶۴ در سن نوزده سالگی در بمباران هوایی به شهادت رسید.

•    مهناز بندعلی‌زاده، مریم آدینه؛ انتشارات آرمان براثا‏‫، ۱۳۹۳.‭‬‬‬‬‬‬

–    منیره ولی‌زاده
یک اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۰ بود که منیره به دنیا آمد. هنوز ۲ سال از عمرش نگذشته بود که ایلام را بمباران کردند و منیره به سختی مجروح شد و به تهران منتقل شد. علی‌رغم تمام تلاش پزشکان، منیره قطع‌نخاع شد و بعد از آن ویلچرنشین شد.

منیره اما تسلیم نشد. با وجود درد و رنج و عفونت پاها، دکلمه می‌نوشت، در همایش‌ها و مراسم شرکت می‌کرد؛ هوای همسایه‌ها و دوستان را داشت. اما عمر این همه فعالیت زیاد نبود. ماه‌های پایانی سال ۱۳۷۶ بود که منیره به علت جراحت‌های پاهایش به تهران اعزام شد. سفری که دل مادر را پر از درد کرد، سفری که پزشک، آب پاکی را بر دستانشان ریخت و گفت که پارگی شریان‌ها و رگ‌های خونی پاهای منیره دیگر قابل ترمیم نیستند و او تنها ۶ ماه دیگر فرصت دارد.

اما هنوز ۶ ماه نشده بود که منیره را به خاطر دل‌درد و بدحالی شدید به باز هم به بیمارستان منتقل کردند، این‌بار در حین جراحی دکتر دید که آپاندیس منیره پاره شده و برآمدگی شکمش تلنبار شده جراحت و عفونت سال‌های گذشته در ناحیه پاهای اوست که این عفونت در خون او نفوذ کرده و تمام بدنش را در برگرفته است. پنج روز بعد، که همه آن در اغما گذشت، ده تیر ۱۳۷۷ بود که همه درد و رنج‌های منیره به پایانی خوش رسید و جانبازی سالیانش ختم به شهادت شد.

•    پابه‌پای شما می‌دویدم: زندگی و خاطرات جانباز شهیده منیره ولی‌زاده، آمنه آدینه؛ نشر شاهد، ۱۳۸۵٫‭‬‬‬
•    منیره‌ ولی‌زاده، مریم آدینه. انتشارات آرمان براثا‏‫، ۱۳۹۳.‬‬

همچنین دو کتاب زیر نیز با موضوع دختران شهید دانش‌آموز نوشته شده است:
•    خواهران آفتاب: زندگی‌نامه دختران دانش‌آموز شهید، مریم آدینه، محبوبه معراجی‌پور؛ انتشارات آرمان براثا، ۱۳۹۱٫

•    نوجوانه‌های شهادت، مریم درانی؛ آوای کتاب‌پردازان، ‏‫۱۳۹۱.‬‬‬

انتهای پیام/ ۹۳۰۶۲۳

برچسب ها :

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

۱) البرزبان، نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .

۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .

۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .

۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .

۵) در صورت وارد کردن ایمیل خود ، پس از تعیین تکلیف نظر موضوع به اطلاع شما خواهد رسید .