13960125001023 PhotoA - انتخاب وانتصاب در جامعه دینی
انتخاب وانتصاب در جامعه دینی
پرروشن است که محصول وعنصر سازنده خردورزی همانا اختیار و انتخاب می باشد که بخاطر آن خداوند دربین مخلوقاتش انسان را به عنوان خلیفه خویش در زمین برگزید.

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری البرزباندلیل سوم

معاد در اسلام درواقع نظریه آینده نگری، آینده پژوهی ومهمتر از همه آینده سازی وپایندان بودن در آن می باشد. پرروشن است که اینها صرفا مفاهیم ذهنی نبوده بلکه واقعیاتی است عملی  وعملیاتی شدن آن نیز در گرو فعالیت آزادانه و آگاهانه آدمیان می باشد. قهرا انسان ها هرگاه اختیار، اراده وانتخاب نداشتند و تنها موجودات ماشینی وبرنامه ریزی شده بودند، چنین آینده ی با پیامدها، وضعیت ها، امتیاز ها، خطرات وخدماتش بی معنا وبیهوده بود. چون خوبی ها وبدیی ها، خوبان وبدان، صالحان وطالحان، سعادت وشقاوت، پاداش وکیفر که اینهمه در دین از آن سخن گفته شده است امر لغو و کذبی خواهد بود.

دلیل چهارم

اجتهاد، تعقل، تدبر، تفکر، انتقاد در دین و دینداری در اسلام از اساسی ترین آموزهها،ارزشها ودستورات به شمار می رود وچونان اصل و حکم مشروعیت ومقبولیت دارد. در مقابل تقلید وتبعیت کورکورانه در زندگی ممنوع ومذموم می باشد حتی در فروعات عملی- فقهی که مکلف به تقلید شده ایم اولا- از باب حکم وحالت ثانویه است نه اولیه زیرا حکم اولیه برای همگان تحقیق می باشد و کسانی که چنان ظرفیت وفرصتی دارند تقلید برآنها حرام است. ثانیا- همین تقلید در محدوده کوچک نیز در واقع اعتبار و برگشتش به تحقیق است. وتنها حجیت منسوب به رفتار و افکار محققانه و عالمانه می باشد. اینکه درقرآن و به تبع آن در علم اصول ظن راهبر به واقعیت وحقیقت نیست وحجیت ندارد بدین سبب است که در فضای ظن حقیقت واقعیت محققانه وبازاندیشانه شکارنگردیده وبه فهم درنیامده اند. به تعبیر دیگر منظور ازاین ظن همانا باور و عمل بدون پویش وکاوش حقایق وواقعیات می باشد.  روشن است در فرهنگ وتمدنی که تعقل، تدبر، تفکر، نقد واجتهاد مقوم و مولد آن است، انتخاب هم محصول آنست و هم شالوده آن واساسا در فقدان انتخاب مرگ چنان فرهنگی حتمی می باشد. خداونددر قران کریم مردمانی را که راه و مسیری را جاهلانه و مقلدانه میروند و در آن گام بر می دارند مذمت وملامت می نماید.« وَکَذَلِکَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ فِی قَرْیَهٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّهٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُکُمْ بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَیْهِ آبَاءَکُمْ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ کَافِرُونَ» (زخرف/ ۲۳-۲۴ ) از اینرو امام صادق (ع) از علی(ع) نقل می کند که ایشان می فرماید کسانی که دین خویش را از روی تقلید و از دهن مردم می گیرد ماندگار نخواهد بود برعکس مردمانی که دین وراه وروش زندگیشان را با تحقیق وآگاهی از منابع اصیلش انتخاب و اختیار می نمایند هماره پایندان بوده طوریکه اگر کوه از هم بریزد، باورش متزلزل نخواهد شد.« من أخذ دینه من افواه الرجال أزالته الرجال ومن أخذ دینه من الکتاب والسنه زالت الجبال و لم یزل»(الحرالعاملی، ۱۴۱۴ق،۱۳۲) وبه همین جهت ایشان دستور می دهد تا آدمیان از تقلید دروی نمایند:«أیاک والتقلید فانه من قلد فی دینه هلک»(مفید، ۱۴۱۴ق، ۷۲)

بار دیگر امام متقیان علی (ع) از اطاعت کورکورانه وتقلید از اشخاص وافراد صرفا بخاطر نسب، موقعیت، مقام وشهرت و بزرگی که ممکن است داشته باشند برحذر می دارد:« ألافالحذر الحذر من طاعه ساداتکم وکبرائکم الذین تکبروا عن حسبهم وترفعوا فوق نسبهم…. فانهم قواعد أساس العصبیه ودعائم أرکان الفتنه…..»(ری شهری، بیتا،ج۳، ۲۴۲۶)

فرعون را هم به جهت استکبارش که جز سخن واندیشه خودش هیچ فکر و شیوه را نمی دید و نمی پذیرفت واجازه ظهور نمیداد«أنا ربکم الاعلی»، و« قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِیکُمْ إِلا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِیکُمْ إِلا سَبِیلَ الرَّشَادِ» (غافر/ ٢٩) وهم به خاطر استخاف مردم که نتیجه ومصداق آن اجبارواستجبار،تعطیلی عقل واندیشیدن جامعه و افراد است«فاستخف قومه فاطاعوه»(زخرف/۵۴) سر زنش ومحکوم می نماید. ازاینرو است که اسلام تفکر بازاندیشی تعقل وتدبر را در تمامی مراحل زندگی ودر تمامی هستومندها ورویه های هستی(جامعه، فرد، طبیعت، آفرینش، باورها، تاریخ، خدا، انسان ….) لازم وضروری می داند وآنرا راه رسیدن به تعالی و خداباروی معرفی می کند« اللَّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لأجَلٍ مُسَمًّى یُدَبِّرُ الأمْرَ یُفَصِّلُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ بِلِقَاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ (٢)وَهُوَ الَّذِی مَدَّ الأرْضَ وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (٣)وَفِی الأرْضِ قِطَعٌ مُتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِیلٌ صِنْوَانٌ وَغَیْرُ صِنْوَانٍ یُسْقَى بِمَاءٍ وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِی الأکُلِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ» (الرعد/ ۲- ۴) این مضمون وپیام از مقاصد اصلی اسلام به شمار می رود. ازاینرو در قرآن فراوان یادشده است وخرد را بنیاد و پایه دین می داند:« قال رسول الله(ص) لکل شیئ دعامه و دعامه الدین العقل»(کاشانی،بی تا، ج۱،ص۱۷۲) وباز معصوم(ع) فرموده است:« من کان له عقل کان له دین ومن کان له دین دخل الجنه»(کلینی،بی تا، ج۱، ص۱۱-۱۲)

طبعا منظور تنها واجد بودن نیروی عقل نیست بلکه فرایند بکار انداختن وفعال سازی وخردورزی می باشد. پرروشن است که محصول وعنصر سازنده خردورزی همانا اختیار و انتخاب می باشد که بخاطر آن خداوند دربین مخلوقاتش انسان را به عنوان خلیفه خویش در زمین برگزید.وگذر از جهل به آگاهی یعنی عبور از تقلید و اجبار به انتخاب واختیار را واجب می سازد« وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ إِلا رِجَالا نُوحِی إِلَیْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» (النحل/ ۴٣) چون آگاهی تنها سرزمینی است که درآن انتخاب و آزادی می روید.

 

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

۱) البرزبان، نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .

۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .

۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .

۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .

۵) در صورت وارد کردن ایمیل خود ، پس از تعیین تکلیف نظر موضوع به اطلاع شما خواهد رسید .