13960128000662 PhotoA - راهکارهای پایان مناقشه آب ایران و افغانستان
محمدمهدی علمدارلو
راهکارهای پایان مناقشه آب ایران و افغانستان
مناقشه آب میان دو کشور، قدمتی به تاریخ افغانستان دارد و در سال‌های اخیر به بحران جدی تبدیل شده است به طوری که برخی کارشناسان اعتقاد دارند با سیاست‌های جدید آبی افغانستان به زودی حیات در شرق ایران خاموش می‌­شود.

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری البرزبان؛ بحران آب ایران و افغانستان در سالهای اخیر با توجه به خشکسالی و تغییر اقلیم آب و هوا اهمیت دوچندان یافته است. با توجه به اینکه ایران در منطقه کم بارشی قرار گرفته، ورود آبهای کشور همسایه نقش مهمی در محیط­زیست و زندگی ساکنان شرق این سرزمین کهن ایفا می­ کند.

 مناقشه آب میان دو کشور، قدمتی به تاریخ افغانستان دارد و در سال های اخیر به بحران جدی تبدیل شده است به گونه ­ای که برخی از کارشناسان اعتقاد دارند با سیاست های جدید آبی افغانستان بزودی حیات در شرق ایران خاموش می ­شود. گفتگوها و مذاکرات و همچنین وجود قرارداد در این زمینه نتوانسته است راه حل پایداری برای این مشکل فراهم کند و این موضوع در کنار بحث مهاجران به عمده ترین مشکلات در روابط دو کشور تبدیل شده است. بی ثباتی سیاسی در افغانستان، نگاه ابزاری به موضوع آب و مهاجران مهمترین دلایلی است که حتی وجود قرارداد رسمی میان دو کشور نتوانسته پایان بخشی بر این مشکل جدی باشد.

سوال اینجاست که چگونه می­توان به یک راه­حل رضایت بخش میان دو کشور در موضوع بحران آب رسید؟ از نظر دولت افغانستان متغییرهای مختلفی بر موضوع آب تاثیر گذارند که موضوع مهاجران و درآمدزایی از جمله آنهاست و افغانستان تمایل ندارد که بحران آب را یک متغییر تک بعدی بداند. ژئوپلتیک ایران و افغانستان و وجود مسائل مشترک بطور همزمان قادر است باعث افزایش همکاری و یا تعارض شود و این به فهم این دو بازیگر از معضلات و چگونگی حل آن بستگی دارد. بنظر می رسد که درهم­تنیدگی اقتصادی میان دو کشور، افزایش تعاملات و بازکردن باب گفتگو بتواند راه حل رضایت بخشی را برای بحران فعلی فراهم آورد.

تاریخ تحولات آبی ایران و افغانستان و دلایل عدم اجرای مفادنامه­ ها

اختلافات مرزی بین ایران و افغانستان با حکمیت‌هایی که افسران انگلیسی در رأس آن قرار داشتند به انجام رسید. حکمیت گلد اسمیت و مک ماهون در ۱۸۹۶ برای تعیین سرنوشت دریاچه هامون و رود هیرمند سرنوشت‌ساز بود. سرهنگ مک ماهون یک‌سوم حقابه هیرمند را به ایران داد و دوسوم آن را حق افغانستان دانست.

در سال ۱۹۱۷ یک قرارداد جدید بین ایران و افغانستان منعقد شد. به دلیل طولانی شدن مذاکرات در جهت اجتناب از گسترش اختلاف و به‌منظور اینکه موضوع تقسیم آب هیرمند سروسامانی یابد، در سال ۱۳۱۵، پروتکل موقتی بین طرفین منعقد شد که به‌موجب آن آب در سد کمال خان به‌صورت مساوی (۵۰ درصد سهم افغانستان و ۵۰ درصد سهم ایران) تقسیم شود. عدم پایبندی دولت افغانستان به این قرارداد موجب شد که مشکل کم‌آبی در سیستان همچنان ادامه یابد.

 در زمان پهلوی اول علم تلاش کرد با دولت افغانستان در این زمینه مذاکره کند، سیاست دولت ایران در این مذاکرات، رد حکمیت‌های استعماری گذشته بود. بر اساس خاطرات امیرعلم وقتی هیئت افغان به نتایج داوری‌های مزبور در خصوص دلتای هیرمند استناد کردند، علم پیشنهاد کرد که آب هیرمند به‌صورت مساوی تقسیم شود و افغان‌ها نیز پذیرفتند که نهر شاهی واقع در پایین‌بند کمال خان به‌طور مساوی تقسیم شود. ولی ایران این پیشنهاد را به خاطر اجرایی نبودن آن رد کرد.

موافقت‌نامه ۱۳۱۷ اولین و آخرین موافقت‌نامه با افغانستان در خصوص هیرمند در تراز استانداردهای جهانی بود و با معیارهای شناخته‌شده جهان متمدن، مربوط به رودهای بین‌المللی همخوانی داشت. ولی دلیل عمده ناکامی آن به دلایل سیاسی ازجمله «فقدان حسن نیت» در طرف افغان بود.

در ۱۳۳۱ دو طرف با وساطت امریکا کمیسیون جدیدی را برای این منظور تأسیس کردند که به کمیسیون دلتای رود هیرمند معروف شد. طبق آخرین توافق این قرارداد مقرر شد، سهم ایران در منطقه دلتای رود ۲۲ مترمکعب در هر ثانیه باشد و ۴ مترمکعب آب اضافه در ثانیه از افغان‌ها بگیرد؛ که درمجموع به ۲۶ مترمکعب می‌رسید. این قرارداد با یک معاهده در خصوص آب هیرمند و دو پروتکل در تاریخ ۲۲ اسفندماه ۱۳۵۱ توافق شد و به امضای طرفین رسید.

بااین‌وجود به دنبال کودتاهای پی‌درپی در افغانستان و مسائل بی‌شمار داخلی آن کشور، موجی از ابهام سیاست کلی افغانستان را در این خصوص در برگرفت. در دوره طالبان مسیر رود هیرمند به روی ایران بسته‌شد. این سیاست پس از سقوط طالبان حفظ شد. درنهایت باید تأکید کرد که «آخرین اراده» طرفین در خصوص آب هیرمند، مربوط به قرارداد منجر به کمیسیون دلتا است.(۱)

سیاست آبی افغانستان/ درآمد زایی و استفاده سیاسی از آب

افغانستان با آن‌که کشوری است محاط به خشکی، اما به‌دلیل کوهستانی بودن و دارا بودن رودخانه‌های سرشار از آب شیرین به یکی از بزرگ‌ترین منابع آب شیرین در منطقه تبدیل شده است. بنابر آمار ارایه شده از سوی وزارت انرژی و آب افغانستان، مجموع ظرفیت تجدیدشونده ذخایر آب‌های سطحی در سال، ۵۷ میلیارد مترمکعب است که از جمله آن ۲۱ میلیارد مترمکعب استفاده می‌شود و به‌دلیل نبود ذخایر، کانال‌ها و جوی‌ها، ۳۶ میلیارد آن ضایع می‌گردد.(۲)

بطور کلی دولت افغانستان به آب به عنوان ابزاری سیاسی در سیاست خارجی برای پیشبرد اهداف خود و همچنین به عنوان منبع درآمد نگاه می­کند. بعد از تهاجم شوروی به خاک افغانستان،  بسیاری از شهروندان این کشور تصمیم به مهاجرت به ایران گرفتند و این سرآغاز یکی از بزرگترین مشکلات را در روابط دو کشور به وجود آورد به طوری که آثار آن برای مدتها طولانی گریبانگیر آنها بوده است.

 افغانستان که حق استفاده از رودهای این کشور را منحصر به خود می داند و آنها را رودهای بین المللی نمی شناسد، و با استفاده از بحران آب بدنبال فشار به ایران برای جهت دهی سیاست این کشور بوده است.  

اظهارات اشرف غنی در تهران گویای بخشی از سیاست جدید ژئوپولیتیکی افغانستان در قبال ایران از طریق اهرم‌های متعدد آبی است. به‌طوری‌که می‌توان نام سیاست «آب در برابر مهاجرین» به آن اطلاق کرد. وی در ۱۳۹۴ در سفارت افغانستان گفت: «کابل در مواجهه با کشورهای همسایه در موضع ضعف نیست. کشورهای همسایه هم به افغانستان احتیاج دارند. ما برای حل مشکل مهاجران به تهران التماس نکرده‌ایم. نیازی به التماس نیست».

غنی با اشاره به «حوزه آبی هریرود»، گفت: اگر دولت ایران برای حل معضل مهاجران اقدام نکند، کابل هم نیازی نمی‌بیند تا به خواست‌های ایران در رابطه با «حقابه» ایران ترتیب اثر دهد. کابل در مواجهه با کشورهای همسایه در موضع ضعف نیست و کشورهای همسایه هم به افغانستان احتیاج دارند. «اگر ایران به اخراج مهاجرین افغان ادامه بدهد، افغانستان تمام روابط بازرگانی خود با این کشور را قطع خواهد کرد».

بنابراین قابل مشاهده است که افغانستان از رودهای خود به عنوان ابزار فشار به ایران برای جهت دهی به سیاستهای مدنظر خود بهره می برد. از سوی دیگر دولت این کشور به آب به عنوان منبع درآمد نگاه می کند به این صورت که افغانستان در نظر دارد برای تامین آب کشورهای همسایه خود از آنها مبالغی را دریافت کرده و حاضر نیست همانند سالیان گذشته به صورت رایگان آبهای این کشور وارد خاک همسایگان شود.

با توجه به این دو فاکتور گفته شده، سیاست آبی افغانستان به سمت استفاده از آب به عنوان ابزار سیاسی و همچنین تلاش برای درآمدزایی از آن است که برآیند این دوعامل گفتگو را بسیار دشوار می کند. اما باید در نظر داشت که دولت جدید این کشور تمایل زیادی به گفتگو با همسایگان خود دارد و قطعا با اعمال شدن منافع این کشور می توان به توافقی در زمینه بحران آب رسید.

پیامدهای ناشی از بحران آب برای شرق ایران

در کنار آثار فاجعه بار زیست محیطی که خشک شدن دریاچه هامون برای منطقه سیستان داشته و کشاورزی این منطقه را نیز تعطیل کرده است، می توان از پیامدهای بسیار منفی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی عدم ورود آب هلمند به این دریاچه نام برد. با خشک شدن هامون بسیاری از کشاورزان این منطقه به مشهد و شهرهای شمال ایران مهاجرت کردند که باعث بی­همریختگی فرهنگی و عدم تجانس در شهرهای میزبان شده است. با خالی شدن شهرهای مرزی مشکلات امنیتی و نگهداری از مرزها دوچندان شده و هزینه ه های تامین امنیت در این منطقه افزایش یافته است.(۳)

تامین آب شرب شهرهای بزرگ از جمله مشهد نیز با ایجاد سدهای مثل سد سلما بروی هریرود به خطر افتاده است. به گونه ای در صورت عدم توافق با افغانستان برسر آب هریرود فاجعه انسانی و زیست محیطی سیستان را باید در خراسان نیز شاهد بود و تنشهای آبی در فلات ایران را در پی خواهد داشت. بنابراین در صورت عدم حل بحران آب با افغانستان به زودی باید شاهد خاموشی حیات در شرق ایران و فاجعه غیر قابل تصور بود.

راهکار: وابستگی اقتصادی و فهم بازیگران

همانطور که اشاره شد ژئوپلتیک فعلی ایران و افغانستان به طور همزمان برای این دو کشور می تواند فرصت و تعارض را به همراه داشته باشد و تبدیل این فرصتها به همکاری به فهم این دو بازیگر بستگی دارد(۴). ایران و افغانستان از دیرباز با موضوعاتی مثل اقوام، چالشهای مرزی، مهاجرت و بحران آب روبرو بوده اند، در بسیاری از این موارد عوامل متعددی مثل بی ثباتی سیاسی در افغانستان، نبود امنیت، استفاده ابزاری از موضوع آب باعث ناکارامدی قراردادهای گذشته و نقض مکرر آن بوده است. بنابراین بهتر است برای یافتن یک راه حل رضایت­بخش برای دو طرف مورد مناقشه منافع دو کشور و بخصوص طرف افغانستانی در نظر گرفته شود.

 از سوی دیگر می توان با درهم تنیدگی اقتصادی همانند آنچه در حال حاضر در بندرچابهار در حال روی دادن است شاهد نوعی وابستگی اقتصادی میان دو کشور را باشیم که این موضوع به همکاری بیشتر و در نتیجه حل مشکلات دو کشور از طریق گفتگو کمک خواهد کرد. فهم این دو بازیگر از این بحران بسیار مهم است. بعد از حل بحران هسته ای ایران و باروی کارآمدن اشرف غنی فرصت مناسبی برای مذاکره میان دو کشور پدید آمده و وی تمایل بسیاری دارد تا مشکلات افغانستان را با کشورهای همسایه از طریق گفتگو حل نماید. در حال حاضر کمسیون مشترک آب با ریاست آقای عراقچی دیپلمات ارشد ایران با طرف افغانستانی تشکیل شده و قرار شده است که راهکارهای عملی در این زمینه ارائه گردد که می توان با احیای قرارداد ۱۹۷۱ بسیاری از مشکلات حال حاضر را رفع نمود. از سوی دیگر ایران باید سبک کشاورزی در منطقه شرق را تغییر دهد و آب را در این قسمت مدیریت کند و با کمک نهادهای بین المللی این مشکل را به گونه­ای موثر حل نماید(۵)

بنابراین با مدیریت آب در داخل و بخصوص مرزهای شرق ایران و اصلاح ساختار کشاورزی و از سوی دیگر با درهم تنیدگی اقتصادی از طریق همکاری های مشترک همانند چابهار و انجام مذاکرات مستقیم و در نظر گرفتن منافع افغانستان از جمله رشد شهرنشینی و صنعتی شدن این کشور و نیاز به آب در دهه های آتی و همچنین فهم متقابل از پیامدهای عدم حل این بحران، می توان امیدوار بود که یک راه حل پایدار برای مناقشه آب ایران و افغانستان دست یافت. در این راستا استفاده از قدرت سخت چه از طرف ایران یعنی از استفاده از ابزار مهاجران و چه طرف افغانستان برای استفاده از آب در جهت فشار به ایران کارآمدی لازم را نخواهد داشت.

چشم انداز و نتیجه ­گیری

باید این موضوع را در نظر داشت که نمی­توان به بحران آب به صورت یک متغییر تک بعدی نگاه کرد، برای یافتن راه حل مناسب باید به این درک رسید که از نظر افغانستان متغییرهای بسیاری ازجمله رشد و توسعه این کشور، کسب درآمد از آب، استفاده سیاسی از آب و .. در موضوع آب دخیل اند که برای حل این مناقشه در نظر گرفته شود.

بنظر می رسد که ایران برای تامین آب مورد نیاز خود از سوی افغانستان نیازمند یک سیاست جامع و کلان و دراز مدت است که یک سر آن وابستگی اقتصادی افغانستان از طریق پروژه های مشترک مانند چابهار است که بصورت مستقیم می تواند بر توسعه اقتصادی این کشور اثر گذار بوده و در نتیجه به آن وابسته باشد و از سوی دیگر رسیدن به فهم متقابل از منافع طرفین در این زمینه با انجام مذاکرات مستقیم است. دولتهای افغانستان بعد از تهاجم آمریکا بدنبال تامین منافع این کشور بوده و به آب بعنوان یک منبع درآمد نگاه می کنند و از سوی دیگر تمایل دارند که مشکلات خود را با همسایگان از طریق گفتگو و دیپلماسی حل نمایند بنابراین بهترین راه مکان برای یافتن راه حل رضایت بخش و پایدار افزایش تعامل اقتصادی و فهم مشترک و در نظر گرفتن منافع طرف افغانستانی و احتمالا احیای قرارداد  ۱۹۷۱ میان دو کشور خواهد بود.

پی نوشت:

http://www.mehrnews.com/news/4025650
http://peace-ipsc.org/fa
http://theinternational.ir/west-of-asia/item/74881
ابراهیم عباسی، عناصرژئوپلتکی و ژئو اکونومیکی در توسعه روابط دوجانبه ایران و افغانستان، فصلنامه ژئوپلتیک، شماره ۸، ۱۳۹۱
http://www.atlanticcouncil.org/images/publications/Water_Dispute_Escalating_between_Iran_and_Afghanistan_web_0830.pdf

محمدمهدی علمدارلو: کارشناس ارشد آسیای مرکزی و قفقاز

انتهای متن/

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

۱) البرزبان، نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .

۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .

۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .

۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .

۵) در صورت وارد کردن ایمیل خود ، پس از تعیین تکلیف نظر موضوع به اطلاع شما خواهد رسید .