139507070942392058779144 300x209 - سرمایه گذاری آمریکا روی کدام جریان؟
سرمایه گذاری آمریکا روی کدام جریان؟
رهبر انقلاب، اخیرا به مسؤولان هشدار داده‌اند که نباید به‌گونه‌اى موضع‌گیرى کنند که دو صداى متفاوت از ایران شنیده شود. یکى صداى مقاومت که صداى اصلى مردم ایران است و دیگرى صداى سازش که هزینه‌هاى بسیارى را به کشورمان تحمیل کرده و مى‌کند.

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری البرزبان؛ ایالات متحده آمریکا که در سال‌هاى گذشته به‌ویژه پس از امضاى برجام، پروژه نفوذ در کشورمان را با جدیت دنبال مى‌کند، در هفته گذشته به‌صراحت، از طرح خود براى براندازى در کشورمان رونمایى کرد.

در دولت قبلى ایالات متحده، دولتمردان با احتیاط بیشترى مواضع خود را بیان مى‌کردند، ولى در این دولت، مقامات مسؤول بدون هرگونه پرده‌پوشى، نیات واقعى‌شان را بر زبان مى‌رانند که تأییدکننده پیش‌بینى رهبر معظم انقلاب درباره کلیدخوردن پروژه نفوذ، پس از امضاى توافق هسته‌اى است.
در هفته گذشته، رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا گفته بود: «سیاست ما در قبال ایران، حمایت از عناصرى در داخل این کشور است که به تغییر مسالمت‌آمیز رژیم‌شان منجر مى‌شود.» او که در کمیته امور خارجى مجلس نمایندگان سخن مى‌گفت، به‌خوبى مراد خود از تغییر مسالمت‌آمیز رژیم را بیان کرده و مدعى شده است: «سیاست در قبال ایران در دست تدوین است و هنوز به رئیس جمهور ارائه نشده است اما مى‌توانم به شما بگویم که ما قطعاً به حضور ادامه‌دار بى‌ثبات‌کننده ایران در منطقه، پرداخت‌هایش به جنگجویان خارجى، صدور نیروهاى شبه‌نظامى به عراق، سوریه و یمن، حمایتشان از حزب‌الله واقف هستیم و در پاسخ به هژمونى ایران، اقدام مى‌کنیم. تحریم‌هایى علیه افراد و دیگران وضع شده است… ما دائماً امتیازات و پیامدهاى دیپلماتیک و بین‌المللى تروریست اعلام کردن سپاه پاسداران ایران را بررسى مى‌کنیم… سیاست ما در قبال ایران، پس زدن این هژمونى، مهار کردن توانایى‌شان براى ساخت سلاح هسته‌اى و تلاش براى حمایت از عناصرى در داخل ایران است که به تغییر مسالمت‌آمیز رژیم‌شان منجر مى‌شود.»
با نگاهى گذرا به اظهارات این مقام آمریکایى، روشن است که هدف از یارگیرى‌هاى داخلى واشنگتن چیست؟ درواقع آن‌ها مى‌خواهند در ایران از جریانى حمایت کنند که مدعى مذاکرات منطقه‌اى، بده بستان سیاسى با رژیم‌هاى مرتجع و نیز امتیازدهى در جریان تحولات غرب آسیا هستند. تیلرسون در این اظهارنظر خود، به‌صراحت از سپاه پاسداران و مواضع جریان مقاومت در منطقه انتقاد کرده و از جریانى در داخل کشورمان حمایت کرده که خود را در برابر این‌دست نهادهاى انقلابى تعریف مى‌کند.
این‌که وزیر امور خارجه ایالات متحده پس از رسوایى جنایت‌کارانه رئیس جمهور این کشور در سفر به منطقه و حمایت از رژیم‌هاى کودک‌کش، به خود اجازه مى‌دهد که با صراحت از حمایت از برخى جریانات داخلى در کشورمان سخن گفته و حتى سیاستى در پنهان‌سازى مواضع اصلى کاخ سفید به خرج ندهد، حکایت از آن دارد که دستگاه دیپلماسى کشورمان در قریب به شش ماه گذشته از روى کار آمدن دونالد ترامپ، قاطعیت کافى را در برخورد با مواضع و عهدشکنى‌هاى واشنگتن نداشته است.
از دیگر سو، اظهارنظرهاى برخى جریانات داخلى درباره نحوه مواجهه با تحولات منطقه‌اى و به‌ویژه اظهارنظر در تضعیف عملکرد مدافعان حرم، آمریکا را به وسوسه انداخته تا از گزاره حمایت از جریانات داخلى ضد جمهورى اسلامى در کشورمان دفاع کند. روشن است که وقتى برخى سیاستمداران به‌وضوح از برجام منطقه‌اى سخن گفته و دم از کاهش سطح تنش با آمریکا و امتیازدهى به غرب مى‌زنند، کاخ سفید به این فکر مى‌افتد که از طریق نفوذ در این جریان، سعى در یارگیرى داخلى در کشورمان کند. در همین راستاست که رهبر انقلاب، اخیرا به مسؤولان هشدار داده‌اند که نباید به‌گونه‌اى موضع‌گیرى کنند که دو صداى متفاوت از ایران شنیده شود. یکى صداى مقاومت که صداى اصلى مردم ایران است و دیگرى صداى سازش که هزینه‌هاى بسیارى را به کشورمان تحمیل کرده و مى‌کند.

رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا روز چهارشنبه ۲۴ خردادماه در نشست استماع سناى این کشور تأکید کرد که آمریکا از عناصر داخلى ایران براى تغییر نظام سیاسى ایران حمایت مى‌کند. او که این سخنان را براى توجیه طرح تحریم‌هاى جدید آمریکا علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و توان موشکى ایران مطرح مى‌کرد، ریشه نگرانى آمریکا را توسعه و گسترش هژمون ایران در منطقه دانست و تأکید کرد: «سیاست ما در قبال ایران مقابله با این هژمون و حمایت از عناصرى در داخل ایران است، به‌نحوى که به تغییر صلح‌آمیز آن نظام سیاسى منجر شود که مى‌دانیم چنین عناصرى در داخل ایران هستند.»
اظهارات تیلرسون را باید مکمل خبرى دانست که هفته قبل از آن، روزنامه نیویورک‌تایمز مبتنى بر اقدام سازمان سیا براى انتخاب یکى از نیروهاى با سابقه این سازمان براى «دفتر امور ایران» گزارش کرده بود. بر مبناى این گزارش و اعلام برخى مقامات شوراى امنیت ملى کاخ سفید، مأموریت این دفتر، پیشبرد سیاست آمریکا براى تغییر نظام ایران است.
این جماعت داخلی که با آمریکایى‌ها در تغییر رژیم جمهورى اسلامى همگرایى دارند، چه کسانى هستند؟ این سؤال را باید وزارت اطلاعات و دستگاه‌هاى امنیتى پاسخ دهند. در این‌که آمریکایى‌ها تغییر رژیم را یک‌بار در فتنه ۱۸ تیر ۷۸ و ۱۰ سال بعد در فتنه ۸۸ تست کردند، شکى نیست، لذا حرف تیلرسون شوخى نیست. اما این‌که چرا باید آن‌را یک شوخى ‌بى‌مزه تلقى کرد، براى این‌که از آمریکا و عناصر خودفروخته داخلى آن‌ها کارى ساخته نیست. آن‌ها ۴۰سال است از این حرف‌ها مى‌زنند! آمریکایى‌ها باید بدانند با یک انقلاب نمى‌توان جنگید به‌ویژه آن‌که آن انقلاب، پسوند اسلامى دارد.
رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار خانواده‌هاى شهداى امنیت کشور فرمودند: «سردمداران آمریکا از ابتداى پیروزى انقلاب در تلاش براى سرنگونى نظام بودند اما این آرزو را به گور خواهند برد.» تجربه حیات پر ثمره و شکوهمند نزدیک به ۴ دهه انقلاب اسلامى نشان داده است خواب «تغییر» نظام، «تعبیر» نمى‌شود. به‌ویژه امروز که جمهورى اسلامى پاسخ وزش بادهایى از این قبیل را با توفان مى‌دهد.
با نگاهى گذرا به اظهارات این مقام آمریکایى روشن است که هدف از یارگیرى‌هاى داخلى واشنگتن چیست. در واقع آن‌ها مى‌خواهند در ایران از جریانى حمایت کنند که مدعى مذاکرات منطقه‌اى، بده بستان سیاسى با رژیم‌هاى مرتجع و نیز امتیازدهى در جریان تحولات غرب آسیا هستند. تیلرسون در این اظهارنظر خود، به‌صراحت از سپاه پاسداران و مواضع جریان مقاومت در منطقه انتقاد کرده و از جریانى در داخل کشورمان حمایت کرده که خود را در برابر این‌دست نهادهاى انقلابى تعریف مى‌کنند.
مى‌شود شیوه آمریکا براى مقابله با نظام و تغییر در جمهورى اسلامى و حیطه پروسه و پروژه براندازى را رصد کرد و فهمید چه کسانى در این مسیر گام برمى‌دارند و صدور بیانیه در این مورد البته لازم اما کافى نیست.

آمریکایى‌ها در اتاق فکر براندازى نظام، چند مسأله را عملیاتى کردند و براى آن در کشور پول خرج مى‌کنند:
۱ – اهانت به مقدسات نظام و اسلام و تحریف حقایق اسلام و خط امام(ره).
۲ – ترویج حاکمیت دوگانه و دوقطبى‌سازى در جامعه به‌منظور هدف قرار دادن وحدت ملى و انسجام اسلامى.
۳ – فعال کردن شکاف‌هاى قومى و مذهبى و زیست منافقانه در این شکاف‌ها براى اخلال در امنیت ملى.
۴ – هدف قرار دادن اصل ولایت فقیه و مصداق کارآمد آن و مخدوش کردن مفهوم مبانى ولایت و امامت در جامعه.
۵ – زیر سؤال بردن کارآمدى نظام به‌ویژه ایام حیات پر افتخار امام خمینى(ره) بنیانگذار جمهورى اسلامى و به حاشیه بردن نام و یاد امام(ره.)
۶ – تبلیغ و ترویج لیبرالیسم و سکولاریسم در جامعه و نفوذ دادن زیست این تفکرات الحادى در کارکردهاى دستگاه‌هاى دولتى به‌ویژه دستگاه‌هاى فرهنگى.
۷ – زیر سؤال بردن اقتدار منطقه‌اى و جهانى انقلاب اسلامى و اثبات‌ بى‌فایده بودن مبارزه با استکبار جهانى.
۸ – حمله به سپاه پاسداران به‌عنوان ستون اصلى خیمه نگهبانان جمهورى اسلامى، به بهانه‌هاى واهى به‌عنوان مکمل تصویب تحریم‌هاى جدید سنا علیه سپاه پاسداران.
تصریح بر این استراتژى کاخ سفید در شرایطى است که همزمان طرح تشدید تحریم‌هاى اقتصادى علیه ایران و به‌ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامى مطرح مى‌شود که معناى آن این است که لازمه تحقق این سناریو، تضعیف مؤلفه‌ها و نمادهاى اقتدار ایران است که تاکنون در شکست سیاست‌هاى آمریکا و مزدوران منطقه‌اى‌اش نقش اساسى داشته‌اند.
اگرچه آمریکایى‌ها طى سى و هشت ساله گذشته از هیچ راهبردى براى شکست نظام اسلامى فروگذار نکرده و بخت خود براى براندازى نظام ایران را هم در کودتا، هم در حمله مستقیم به ایران و هم در تشویق صدام به حمله به ایران و هم بهره‌گیرى از ابزارهاى تهاجم فرهنگى و جنگ نرم آزموده‌اند و در فتنه ۸۸ هم با تمام توان به حمایت از جریان فتنه داخلى براى براندازى نظام جمهورى اسلامى ایران برخاستند، اما به‌رغم همه تجربیات ناموفق گذشته، تصریح این‌گونه بر تلاش براى تغییر نظام ایران با بهره‌گیرى از عناصر داخل ایران، بیانگر چند نکته اساسى است:
۱٫ اعلام قصد تغییر نظام ایران با بهره‌گیرى از عوامل داخلى در شرایطى است که دولت جدید آمریکا فعالیت خود را با تهدید ایران آغاز کرد و از همان روزهاى نخستین در زمستان گذشته سعى کرد با تهدید به حمله نظامى و ارعاب، از ایران امتیاز بگیرد. دولت ترامپ از همان روزهاى نخست، سیاست تعامل دولت اوباما را زیر سؤال برد و آن‌را ناموفق و باج‌دادن به ایران ارزیابى کرد، اگرچه در همان زمان (در ۱۵ بهمن‌ماه) ترامپ رسماً در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز عمق سیاست‌هاى ارعاب‌گرایانه آمریکا را آشکار کرد و رسماً اعلام داشت که «ایران اگر با آمریکا باشد،آمریکا نه با برنامه هسته‌اى و نه با برنامه موشکى ایران مشکلى ندارد.»
۲٫ به‌طور قطع فضاى انتخابات گذشته و به‌ویژه سطح تخریبى که نسبت به گذشته نظام در تبلیغات انتخاباتى صورت گرفت، در امیدوارى دشمنان به نتیجه‌گیرى از راهبرد حمایت از یک جریان داخلى براى تغییر در نظام ایران‌ بى‌تأثیر نبوده است، چراکه از منظر دشمنان بیرونى، مهم‌ترین عاملى که در توفیق یک جریان داخلى براى مقابله با نظام مستقر مى‌تواند مؤثر باشد، بى‌اعتماد شدن مردم و به‌ویژه نسل جوان آن به کارآمدى و قابلیت آن نظام سیاسى است و این نکته‌اى است که با سیاه‌نمایى گذشته نظام و مترادف دانستن آن با اعدام، قتل، زبان بریدن و گردن زدن و یا فاسد نشان دادن آن حاصل شد.
۳٫ تأکید تیلرسون بر وجود «عناصرى در داخل ایران» که مى‌توانند در «تغییر صلح‌آمیز نظام سیاسى ایران» به آمریکا کمک کنند، مى‌تواند به معنى این باشد که کسانى از داخل براى آمریکایى‌ها پالس فرستاده‌اند، همانگونه که در جریان فتنه ۸۸ این‌گونه شد و آمریکایى‌ها اسناد آن‌را نیز افشا کردند، اما بستر اصلى این پروژه را باید همان عنصر نفوذ دانست. مقام معظم رهبرى سال گذشته، پیشاپیش این‌راهبرد دشمن را افشا مى‌کنند و یادآور مى‌شوند: «دشمن در پازل نفوذ که مرحله جدید «جنگ نرم» علیه ایران اسلامى است، به‌دنبال این است که تا با از بین بردن «عناصر قدرت نظام» ما را به تبعیت بکشاند. تلاش در این جنگ نرم زمینه‌سازى براى تهى شدن نظام از عناصر قدرت است. وقتى عناصر قدرت در او نبود، وقتى اقتدار نبود، دیگر از بین بردنش و کشاندنش به این سمت و آن سمت کار مشکلى براى ابرقدرت‌ها نخواهد بود، مى‌خواهند او را وادار کنند به تبعیت» و در جاى دیگر مى‌فرمایند: «در این میان دشمن روى «عناصر داخلى» حساب ویژه‌اى باز کرده است. سعى‌شان این است که با وسایل گوناگون به دست خود کسانى‌که توى این انقلاب بودند و هستند، از این محتوا ذره ذره بکنند.»
۴٫ نگرانى از گسترش حوزه نفوذ ایران که تیلرسون از «هژمون ایران» در منطقه از آن یاد مى‌کند، نشانگر این است که آنچه آمریکا را عصبانى کرده و این‌گونه به‌صراحت دم از تغییر در ایران مى‌زند، همان حفظ و تقویت روحیه انقلابی‌گرى در ایران و گسترش آن در منطقه است، که البته در داخل مخالفانى نیز دارد، در این صورت است که شاید بتوان آدرس سرپل‌هاى داخلى که آمریکا به آن‌ها امید بسته است را آسان‌تر پیدا کرد.
۵٫ تأکید صریح وزیر امور خارجه آمریکا، در عین حال تأکید بر حقانیت نظام اسلامى در مواجهه چهار دهه گذشته با سلطه‌گرى قدرت‌هاى استکبارى و ایستادگى در برابر راهبرد آن‌ها براى تغییر و براندازى نظام اسلامى است. نکته‌اى که هنوز هم به‌رغم صراحت دشمن، برخى در داخل منکر آن هستند و حتى اکنون نیز دشمنى آمریکا با نظام اسلامى را انکار و مخالفان با سلطه‌گرى آمریکا را به تندروى و تندگویى متهم مى‌کنند.
این‌گونه است که با توجه به اظهارات اخیر رکس تیلرسون، جریانات انقلابى در کشورمان باید با دقت بیشترى روند تحولات را پیگیرى کرده و نگذارند برخى غفلت‌ها و حاشیه‌سازى‌ها و لجبازى‌هاى کودکانه، کاخ سفید را در عمل به نقشه قدیمى‌اش براى یارگیرى داخلى در کشور و نفوذ در تفکرات مسؤولان موفق کند.
نقد سازنده و جدى سیاست خارجى ایران، پیگیرى مطالبه حمایت از جریان مقاومت در منطقه، آسیب‌شناسى نقاط ضعف کشورمان در برخورد قاطع با آمریکا و نیز رصد دقیق تحرکات داخلى، ازجمله راهکارهایى است که باید از سوى نیروهاى انقلابى پى گرفته شود تا دسیسه تازه دونالد ترامپ و کابینه‌اش براى عملیاتى کردن راهبرد متوهمانه «تغییر رژیم» در ایران با شکست روبه‌رو شود.
شاید با علم به توانمندى بالاى نیروهاى انقلابى است که حتى نشریه آمریکایى «نشنال اینترست» در گزارشى تحت عنوان «آمریکا باید سیاست خارجى‌اى را دنبال کند که بر تغییر نظام کشورهاى دیگر متمرکز نباشد»، نوشته: «آمریکا در حال پى بردن به این موضوع است که تغییر نظام کارساز نیست.»
انتهای پیام/

برچسب ها :

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

۱) البرزبان، نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .

۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .

۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .

۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .

۵) در صورت وارد کردن ایمیل خود ، پس از تعیین تکلیف نظر موضوع به اطلاع شما خواهد رسید .