K16 - ستارگان کربلا /عابس بن شبیب که بود؟
ستارگان کربلا /عابس بن شبیب که بود؟
عابس از قهرمانان و ابطال عرب بود و در جنگ‌آوری حریف نداشت. وقتی به میدان آمد و مبارز طلبید کسی جرات نکرد به او برود.کلاه و زره خود را از تن درآورد و گفت حالا به جنگ من بیائید که «جننی حب الحسین(ع)»؛ «عشق به حسین(ع) مرا مجنون کرده است».

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری البرزبان ، «عابس» فرزند «ابی‌شبیب‌بن شاکر شاکری» از طایفه بنوشاکر است که این طائفه تیره‌ای از «همدان» هستند. مردم این طائفه از شجاعان جنگ‌ها بودند از این جهت اعراب به آن‌ها «فَتَیان الصباح، یعنی جوان‌مردان صبح» لقب داده بودند. در الحدائق نقل است امیرمؤمنان علیه السلام در بزرگداشت بنوشاکر که در صفین حضور داشتند، فرمود: «لو تمت عدتهم الفا لعبد الله حق عبادته؛ اگر عده آنها به هزار می‌رسید، خداوند به‌حقیقت عبادت می‌شد». (ابصار العین فی انصار الحسین(ع)، ص۱۲۷)

در روز عاشورا عابس پس از شهادت غلامش ــ شوذب ــ نزد امام حسین علیه السلام آمد و خطاب به امام عرض کرد: «یااباعبدالله، در روى زمین و در دور و نزدیک، کسى عزیزتر و محبوب‏‌تر از شما نزد من نیست؛ اگر مى‏‌توانستم با چیزى عزیزتر از جان و خونم، ظلم و ستم و قتل را از شما دور کنم، انجام مى‌‏دادم»؛ سپس گفت: «السلام علیک یا أباعبداللّه، اُشهد اللّه أنی على هُداک و هدیً أبیک؛ سلام بر تو‌ای اباعبدالله، من گواهی می‌دهم که بر راه شما و پدر شما استوارم و به راه راست هدایت می‌یابم»، پس از کسب اجازه از امام علیه السلام راهی میدان شد. (وقعهالطف، ص۲۳۷)

عابس از قهرمانان و ابطال عرب بود و در جنگ‌آوری حریف نداشت. وقتی به میدان آمد و مبارز طلبید کسی جرات نکرد به او برود. بنا بر برخی روایات وقتی عابس دید کسی به جنگ او نمی‌آید از اسب پیاده شد و با پای پیاده در میدان پیش رفت تا شاید کسی به جنگ او بیاید؛ باز هم کسی جرات نبرد با او را نداشت؛ این بار کلاه و زره خود را از تن درآورد و گفت حالا به جنگ من بیائید که «جننی حب الحسین(ع)»؛ «عشق به حسین(ع) مرا مجنون کرده است».

او در میدان مکرر فریاد میزد آیا مردی وجود ندارد که با مردی مبارزه کند؟ در نهایت ابن اسعد فرمان داد سنگ بارانش کنید. عابس چون دید از هر طرف به سویش سنگ پرتاب می شود در حالی که فریاد می‌زد و رجز می‌خواند پیش می‌رفت.عابس ابن ابی شُبیب شاکری در نبرد دلاورانه‌اش بیش از دویست تن از لشکر کوفیان را مجروح کرده و به خاک افکند و سرانجام در قلب میدان و در محاصره سپاهیان ابن سعد در حالی که خون بسیاری از او رفته بود کشته شد. (ابصارالعین ص۱۲۶)

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

۱) البرزبان، نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .

۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .

۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .

۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .

۵) در صورت وارد کردن ایمیل خود ، پس از تعیین تکلیف نظر موضوع به اطلاع شما خواهد رسید .