16959 300x202 - غصه نامداریسم
غصه نامداریسم
نامداریسم (یعنی سو استفاده از شمایل مذهبی برای اهداف دنیوی) نتیجه طبیعی سیاست های نظام جمهوری اسلامی است. وقتی بالا رفتن از پلکان ترقی در کارهای دولتی، منوط به حفظ ظواهر شد یا حداقل حفظ ظواهر کمک کار شدند، عجیب نیست عده ای با رنگ کردن خود بخواهند از نردبان بالا بروند.

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری البرزبان؛ کانال تلگرامی “مردی از جنس یخ” نوشت:

۱٫  خاله پدرم تعریف می کرد که زمان رضاخان یک بار پاسبان برای کشف حجاب سمت مادر ایشان (یعنی مادربزرگ پدر بنده) دویده بود. زن بیچاره ترسیده بود و فرار کرده بود سمت خانه. در خانه را باز کرده بود و داخل آمده بود اما پاسبان وارد حیاط هم شده بود و چادر از سرش کشیده بود. خواسته بود روسری را هم از سرش بکشد که به پاسبان گفته بود تو را به ابوالفضل العباس به روسری من دیگر کاری نداشته باش! پاسبان عقب کشیده بود اما قبل از رفتن گفته بود که بار آخرت باش با چادر بیرون می آیی! ما عباس را خیلی وقت است خورده ایم!

غرض از نقل این خاطره این است که بسیاری از ایرانیان کاملا اختیاری و از روی اعتقاد به احکام اسلامی عمل می کنند. از عمل به احکام هم نه تنها فایده دنیوی نصیب آنها نمی شود بلکه حاضرند برای رعایت احکام در سطوح مختلف هزینه هم پرداخت کنند.

۲٫ بسیاری از اعضای سپاه پاسداران، بسیج، و کارگزاران جمهوری اسلامی در مقابل هزینه ای که در این سازمان ها پرداخته اند بسیار کمتر گیرشان آمده است. سالیان جوانی خود را در جبهه های نبرد مختلف گذرانده اند و سلامتی خود را پای اهداف این سازمان ها هزینه کرده اند. امروز هم یک حقوق متوسط دریافت می کنند و هیچ امتیاز ویژه ای دریافت نکرده اند. اما چه بسیار دیده ایم کسانی که با چفیه انداختن و ریش گذاشتن بار خود را نبسته اند؟ کلید واژه های “خاوری” و “اقتصاد مقاومتی” را سرچ کنید، متوجه منظور می شوید.

۳٫  برخلاف سر و صدایی که شده است، پدیده نامداریسم یک پدیده شایع در جامعه ایران است. ندیده اید کارمندان دانشگاه و ادارات، داخل ادارات یک جور لباس می پوشند و خارج ادارات یک شکل دیگر؟ ندیده اید برخی دارای ریش های کاری هستند؟! بین استادهای دانشگاه شریف الی ماشاالله اینگونه را خودم دیده ام. بالاخره برای قرارداد مهندسی گرفتن از وزارت دفاع و سپاه، یا پست گرفتن در رده های مدیریتی دانشگاه، ظاهر مذهبی به درد می خورد! از وزرا و صاحب منصبان جمهوری اسلامی هم سخن نگوییم شاید بهتر باشد! خیلی هاشان از وضعیت خودشان پس از مسئولیت و آقازاده ها و خانواده شان حتی ضمن مسئولیت مشخص می شود ریش و چادرشان در حد یونیفورم است! کسی از خانم داوودی مهاجر خبر دارد؟ حتی مورد داریم که طلبه خانم داخل حوزه علمیه چادری است و خارج حوزه یک شکل دیگر است!

۴٫ نامداریسم (یعنی سو استفاده از شمایل مذهبی برای اهداف دنیوی) نتیجه طبیعی سیاست های نظام جمهوری اسلامی است. وقتی بالا رفتن از پلکان ترقی در کارهای دولتی، منوط به حفظ ظواهر شد یا حداقل حفظ ظواهر کمک کار شدند، عجیب نیست عده ای با رنگ کردن خود بخواهند از نردبان بالا بروند. مطمئن باشید اگر پوشش در ایران اختیاری شود، بسیاری از بازیگران کنونی داخل ایران، گلشیفته فراهانی را روسفید خواهند کرد! وقتی با حفظ این ظواهربشود در رقابت شغلی موفق شد، طبیعی است که برخی بخواهند به این شکل در رقابت شغلی سبقت بگیرند.

۵٫ نمی دانم باید نامداری ها را سرزنش کرد یا سیاست های جمهوری اسلامی را؟! اما مستقل از مقصر این رفتارها، برای بنده نامداریسم یک غصه بزرگ است. غصه بزرگی است که می دانی امنیت امروز کشور مرهون فداکاری بی چشمداشت بسیجیان درمیدان های جنگ مختلف سخت و نرم است، اما خود بنده اصلا دوست ندارم بسیجی یا وابسته به بسیج شناخته شوم! چون آنقدر نامداری ها در پوشش بسیجی سو استفاده کرده اند که بسیاری مردم به بسیجیان به چشم سواستفاده گر و ریاکار نگاه می کنند! کافی است که وابسته به بسیج شناخته شوی، تا پیش فرض این باشد که حتما از بیت المال سو استفاده کرده ای یا حق کسی را خورده ای! شاید بگویید اگر کسی به ارزش های باورمند باشند، نباید از ملامت دیگران پروایی داشته باشد. این حرف درست است، اما نیازی هم نیست انسان خودش را در معرض ملامت مردم بگذارد. نیازی نیست برای عمل به بسیاری ارزش ها، انسان خود را در مظان سوظن هم قرار دهد. نامداری ها باید خوب فکر کنند که آنها مدیون همه کسانی هستند که صادقانه به ارزش هایی باورمند و عامل هستند. فکر می کنید از فردا یک مجری صدا و سیما بخواهد چادر بپوشد، مردم درباره او چه تصوری خواهند داشت؟ باید در خلوت خود خوب فکر کنند که نه تنها حق الله برگردن آنهاست، بلکه حق الناس هم برگردن آنهاست (بنده که به شخصه اگر حقی بر افرادی مانند خاوری داشته باشم، نخواهم گذشت) و چقدر ترسناک است که در آخرت بخواهی با این همه انسان روبرو شوی!

۶٫ سوالات مهمی هم باید پاسخ داده شود. آیا برای مبارزه با نامداریسم، صحیح است که دست نامداری ها را رو کنیم؟ ولو این که تا حد ممکن حفظ ظاهر کنند؟ یا این که مبارزه با ریا از این طریق بی نتیجه است؟ چون نتیجه اش این است که نامداری ها فقط محتاط تر می شوند، بدون این که ریا از بین بروند. و اگر دنبال از بین بردن زمینه ریا هستیم، آیا باید کاری کنیم که از رعایت احکام، منافع دنیوی ایجاد نشود؟ آیا سیاست های جمهوری اسلامی در دستگاه های دولتی صحیح است؟ یا این که کلا در جامعه جا بیندازیم که حفظ ظواهر توسط کارگزاران جمهوری اسلامی، فقط پوشیدن یک یونیفرم است! همانطور که مهماندارهای هواپیما یک یونیفرم ویژه دارند و حتی مدل موهای آنها ضابطه دارد، کارمندان جمهوری اسلامی هم یونیفرم می پوشند و زندگی خارج از سازمان آنها ممکن است کلا متفاوت باشد!
 

انتهای پیام/

برچسب ها :

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

۱) البرزبان، نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .

۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .

۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .

۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .

۵) در صورت وارد کردن ایمیل خود ، پس از تعیین تکلیف نظر موضوع به اطلاع شما خواهد رسید .